جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

آخرین شماره

No 30
شماره 30 سال 8
پاییز 1396
|

پربازدیدترین مقالات


آخرین مقالات منتشر شده

درميان ادوار تاريخ فلسفه و مکاتب فلسفي، نام «مکتب نوافلاطوني» به جهات چندي ممتاز و شاخص است و درعين حال، برغم شهرت و گستردگي تأثير و نفوذ آن در ساير مکاتب و مسالک نظري و عملي، ابعاد و زوايايي از آن همچنان براي ما پوشيده مانده است. ميدانيم که اصطلاح «مکتب نوافلاطوني» واژه‌يي مستحدث و رواج آن به اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادي بازميگردد و قبل از آن، علاقمندان و شيفتگان افلاطون خود را افلاطوني ميدانستند و تمامي گرايشهاي به انديشه افلاطون ـ به هر ميزان و مرتبه‌ـ عموماً ذيل نام «افلاطونيان» و مشابه آن قرار ميگرفت. در ميان حکماي مسلمان ـ و از جمله ملاصدرا‌ـ پيروان افلاطون و اشراقيون در يک طبقه قرار داشتند، درحالي که در منابع غربي ايندو اغلب در دو گروه متمايز گنجانده شده‌اند. بررسي دلايل و زمينه‌هاي اين نوع تقسيمبندي به مجالي مستقل نيازمند است و ما در اينجا تنها به ذکر ملاحظاتي چند پيرامون مناط اين نامگذاري بسنده ميکنيم. 1. در فاصله 2400 سال از مرگ افلاطون(8/347 ق.م) تا زمان حاضر، طيف وسيعي از مکاتب فلسفي مستقيم و غيرمستقيم تحت نفوذ شخصيت و تفکر مؤسس بزرگ فلسفه يوناني بوده‌اند، بگونه‌يي که هر سنخي از تفکر فلسفي، پيوندي با نام افلاطون مييابد. اکنون ميپرسيم دليل قرارگرفتن گروهي از فيلسوفان و متألهان نامدار تاريخ فلسفه ذيل عنوان «افلاطونيان» چه بوده است؟ اين در حالي است که ميان اين گروه از متفکران، برغم وجود شباهتهاي بسيار، تفاوتها و بلکه ناهماننديهاي فراواني در آراء و حتي روشهاي نظري و عملي ديده ميشود که ذکر برخي از آنها نيز خارج از حوصله اين نوشتار است؛ براي نمونه با مطالعه آثار فرفوريوس، پروکلوس، يامبليخوس، سيمپليکيوس و مانند اينها که از چهره‌هاي برجستة اين سنت فکري بشمار مي‌آيند، اختلاف ديدگاههاي آنان را با يکديگر و حتي با مؤسس اين مکتب يعني افلوطين (و استاد وي يعني آمونيوس ساکاس) درخواهيم يافت. پس وجه اشتراک اين گروه فيلسوفان در حکمت نظري و عملي چه بوده است؟ 2. اگر نام اين نحله با نام افلاطون تعين يافته است، در عين حال نيک ميدانيم که در ميان نوافلاطونيان ـ در هرسه دورة متقدم، ميانه و متأخر‌ـ نام و انديشة ارسطو سخت مورد توجه بوده و هست. اين را نيز بخوبي ميدانيم که آنان به اختلاف جدي و عميقي ميان افلاطون و ارسطو قائل نبوده‌اند و اي بسا برخي اختلافها را نيز به تأويل مرتفع ساخته‌اند. با اينهمه، نام پيروان افلاطون را براي خود برگزيدند و امروزه نيز که ردپاي منطق و طبيعيات و اخلاق ارسطو در آراء نوافلاطونيان کاملاً مشهود است، همچنان بنام پيروان افلاطون شناخته ميشوند. پاسخ محتمل آن است که بيترديد افلاطون و ارسطوي قدما با تصويري که امروزه از آنان نزد ما هست، تفاوتهاي اساسي دارد و شايد نزد نوافلاطونيان، ارسطو با عزل نظر از اختلاف در فکر و طريق، منحل در مقام و انديشه استاد بوده است. پيش از اين دربارة تمايز تصوير قديم و جديد از حکمت باستان نکاتي را مطرح ساختيم و اينک استادان و پژوهشگران اين عرصه را به تأملي دوباره در مبادي و چرايي ظهور اين اختلاف فراميخوانيم. 3. گفته شده است که اين مکتب متأثر از نحله‌هاي نوفيثاغوري، پارمنيدي و نيز سنتهاي عرفاني، غنوصي و رمزي مصري، هرمسي، بابلي و ايراني، در واقع به تلفيقي استادانه ميان آنها دست زده و هيئت تأليفي سترگي در توافق با الهيات ديني و وحياني عرضه کرده است. اين معنا شواهد متعددي دارد که صحت آن را به تواتر اثبات ميکند، اما در عين حال ميزان دقيق ربط و نسبت اين مکتب با دو سنت رايج ديني عصر يوناني‌مآب ـ يعني يهوديت و مسيحيت‌ـ هنوز چندان روشن نيست. اگرچه برخي از چهره‌هاي نوافلاطوني در اواخر قرن پنجم و ششم ميلادي به مسيحيت گرويده‌اند، ليکن در آغاز شکلگيري و تکوين اين مکتب (يعني قرن سوم)، نه تنها گرايش بلکه نوعي تقابل و ضديت با مسيحيت آن عصر ديده ميشود؛ بگونه‌يي که مثلاً در قرون وسطي، آثار فرفوريوس بدليل نقد و نفي مسيحيت متداول سوزانده شد و اکنون هيچ اثري از آنها در دست نيست. بنظر ميرسد مکتب نوافلاطوني دست‌كم در مقاطعي از اين ادوار، با اتکاي به شيوه‌هاي پالايش دروني، جذبه و الهام، خود را متکفل پرکردن خلاء معنوي و ديني مخاطبان خود ميديده و اي بسا در مواردي در نقش نوعي الهيات عرفاني همراه با دستورات عملي ظاهرگرديده است. همچنين نسبت اين سنت با جريانهاي مهمي نظير غنوصيه و آيينهايي نظير کاباليسم بايد در سطح دقيقتري مورد کاوش قرار گيرد. 4. در بسياري از کتابهاي تاريخ فلسفه و حتي نوشته‌هاي مربوط به تاريخ علم و تمدن و بويژه پژوهشهاي حوزه شرق‌شناسي، از ميزان وامداري حکمت و حکيمان مسلمان نسبت به مکتب نوافلاطوني بسيار سخن گفته شده و ميشود. ترديدي نيست فلسفة اسلامي در مقولاتي چون نظريه صدور و فيض، مراتب موجودات، نسبت واحد و کثير، حدوث و قدم، علم‌النفس، ماهيت طبيعت و سير و تصعيد نفس و مانند آن از نوافلاطونيان وام گرفته است، ليکن بنظر ميرسد شرق‌شناسان در اين موضوع قدري مبالغه کرده و اختلافات اساسي اين دو سنت را چندان توجهي نداشته‌اند. از مهمترين وجوه تمايز اين دو سنت، قديم بودن عالم و خلقت از عدم است که سنت يوناني قائل به قدمت ذاتي عالم و فلسفة اسلامي با همه اختلاف مشارب، قائل به عدم قدمت عالم و خلق از عدم است. اين اختلافِ اندکي نيست و در بسياري از ساحات فلسفي اثر خود را آشکار كرده است. همچنين در باب علم و اراده الهي ميان اين دو سنت، تمايزي آشکار است که مجال طرح آن در اين مختصر نيست. اما مهمتر از اينها ميتوان نشان داد که در سطح تحولات تاريخ فلسفه، اين مسلمانان بودند که همانند سنتهاي افلاطوني و مشائي، ميراث مهمي چون سنت نوافلاطوني را به غرب لاتيني و جديد شناساندند و از اين جهت بايد به نقش فعالانه و خلاقانه ـ و نه منفعلانه ـ حکمت اسلامي در تحرک انديشة فلسفي در سطح عالم توجهي دوباره معطوف داشت. به اين ترتيب براي مصون ماندن از آفت سطحي‌نگري و اميدهاي کاذب، جستجويي مداوم و خوانشي متفاوت از تاريخ فلسفه ضرورت دارد.
دکتر حسین کلباسی اشتری
DOI : 0
کلمات کلیدی : سنت نوافلاطونی
برهان مفهومي که در فلسفة غرب «برهان وجودي» خوانده ميشود، برهاني است که از يک مفهوم در موطن اذهان به مصداق خارجي آن مفهوم گذر ميكند. اين برهان فقط دربارة مفهومي است که به خداوند اختصاص دارد. فلاسفه اتفاق‌نظر دارند که گذر از مفهوم (صرف) به مصداق مجاز نيست؛ در عين حال مفهوم نشان‌دهندة خداوند، بمانند وجود خدا که با هر موجودي متفاوت است و نظير ندارد، با مفهومهاي ديگر در گذر مذکور متفاوت است و نظير ندارد. آنسلم به يک شکل و دکارت بشکلي ديگر، برهان مفهومي را تقرير کرده‌اند. صرف‌نظر از درستي يا نادرستي نقدهاي وارد شده بر اين دو برهان، نوشتار حاضر مفهوم ديگري را براي تقرير اين برهان مطرح كرده است که اگر شرايط لازم و کافي را داشته باشد، سريعتر و آسانتر به مقصد ميرسد. اين مفهوم ويژگيهايي دارد که در ميان آنها ويژگي کاشفيت و حکايت از واقع از اهميت بسزايي برخوردار است. مفهوم ياد شده عبارت است از مفهوم وجود؛ مفهوم معقولي که در طبيعت عقل قرار دارد و از هر مصاحبت با چيستي و نيستي فاصله دارد. پس از تقرير اين برهان، با جستجو در مکتوبات فيلسوفان مسلمان، از جمله ملاصدرا به اين نتيجه رسيديم که عباراتي از ايشان را ميتوان بر اين مقصود شاهد آورد. اگر اين برهان به ثمر نشسته باشد، توانايي عام عقل را در شناخت خداوند و نيز صفات خداوند از يک طرف و امکان تقرير جديدي براي پاره¬‌يي از مقاصد عالمان حکمت و عرفان، از طرف ديگر را نشان ميدهد.
امير ديواني
DOI : 0
کلمات کلیدی : برهان مفهومي ، مفهوم وجود ، حقيقت وجود ، طبيعت عقل ، واقع‌نمايي مفاهيم ،
هدف نوشتار حاضر در وهلة نخست پرداختن به معنا، جايگاه و نقش اروس نزد پروکلوس است و سپس در پي نشان دادن تغيير معنا يا تغيير نقشي است که در اين مفهوم توسط وي روي داده و معناي اين واژه را به مفهوم رقيب خود يعني آگاپة مسيحي نزديک کرده است. هرچند خود پروکلوس در هيچيک از آثارش به اين تغيير معنايي اذعان نکرده و حتي بر اين باور است که اين کار را در راستاي تفکر افلاطوني انجام ميدهد، اما چنانکه خواهيم ديد با معنايي که او از اروس مراد ميکند، ديگر تقابلي ميان اروس و آگاپه در ميان نخواهد بود، بلکه آن دو با يکديگر سازگار ميشوند.
سعيد بيناي مطلق - محمدجواد سبزواري
DOI : 0
کلمات کلیدی : پروکلوس ، زيبايي ، اروس ، آگاپه ،
از ديدگاه ملامحمد نعيم طالقاني، نظريه وحدت شخصي وجود يا مستلزم عينيت محض واجب‌تعالي با اشياء است و يا مستلزم ممکن‌الوجود بودن واجب‌تعالي است و بتبع اين دو استلزام، اشکالات و مفاسد فراواني بر اين نظريه وارد ميشود که آن را نظريه‌يي غيرمعقول و غير قابل‌قبول ميسازد. ما در نوشتار حاضر پس از تحليل ديدگاه ايشان در باب اين نظريه، با استفاده از مفاهيمي مانند وجود رابط معلول و کثرت و تمايز احاطي، به تبيين نظريه وحدت شخصي وجود ميپردازيم و نشان خواهيم داد که هيچکدام از اشکالات مذکور، بر اين نظريه وارد نيست و ايشان در تبيين و تحقيق مرام عرفا در اينباب مصاب نميباشد.
سيدشهريار کمالي سبزواري
DOI : 0
کلمات کلیدی : ملامحمد نعيم طالقاني ، نظريه وحدت شخصي وجود ، واجب‌الوجود ، ممكن‌الوجود ،
بنا به عقيدة فلاسفة اسلامي، ادراک ذات توسط نفس، معرفتي حضوري است؛ بدينمعنا که آگاهي نفس به ذات خود از طريق اشياء بيروني يا اعضاي بدن و يا افعال نفس، آنچنانکه دکارت در کوگتيوي خود طرح ميکند، اتفاق نمي¬افتد، بلکه نفس، فارغ از افعال و احوالش و با غير فعال شدن بدن مادي همچنان مدرک ذات خود است. فيلسوف بزرگ اسلامي، شيخ‌الرئيس، براهين مختلفي در اثبات اين ادعا مطرح کرده است که شناخته شده-ترين آنها برهان «هواي طلق» يا «انسان معلق» است. اما با ارزيابي اين براهين چنين بنظر ميرسد که آنها توان چنداني در اثبات مدعاي خود ندارند و در بهترين شرايط، تنها قادر به اثبات تفاوت علم نفس به خود با علم او به ساير اشياء هستند. بنابرين بنظر ميرسد يا بايد براي استقلال نفس در ادراک ذات بدنبال دلايل محکمتري بود و يا نفس را در علم به ذات خود، مستقل از بدن و بخصوص مغز ندانست.
سمیه اجلی - سحر کاوندی
DOI : 0
کلمات کلیدی : ابن سینا ، ادراک ذات ، علم حضوری ، نفس ، بدن
«یعقوب بن اسحاق کندی» یکی از چهره‌های برجسته‌ی علمی جهان اسلام است که معمولا به عنوان نخستین فیلسوف اسلامی از او یاد می‌شود. کندی برای نخستین بار در جهان اسلامی فلسفه را به عنوان یک علم مستقل مطرح کرد و علاوه بر ترجمه آثار مختلف در این زمینه به زبان عربی، در جهت معرفی و نشان دادن هماهنگی تفکر عقلی با آموزه‌های دین اسلام تلاش فراوان نمود. اگر چه گاهاً مشاهده می‌شودکندی را منتسب به دین یهود و یا مسیح کرده‌اند، اما شواهد و مدارک موجود حاکی از آن است که او معتقد به دین اسلام بوده است. همچنین در خصوص مذهب وی آراء متفاوتی وجود دارد. برخی او را پیرو ابوحنیفه، برخی شیعه و گروهی او را منتسب به مکتب معتزله دانسته‌اند. جستجو در شواهد و مدارک موجود نشان می‌دهد که کم و بیش دلایل اعتقادی و تاریخی برای نسبت دادن هریک از این مذاهب به کندی وجود دارد که با دقت نظر در این شواهد در خواهیم یافت که او پیرو نوع خاصی از تشیع رایج در زمانه وی با عنوان «تشیع محبی» و همچنین مکتب «معتزله بغداد» بوده است که ترکیب این دو گرایش، مذهبی را برای او به اثبات خواهد رساند که با عنوان «تشیع معتزلی» معرفی شده است.
افشين مؤذن
DOI : 0
کلمات کلیدی : يعقوب بن اسحاق کندي ، ابوحنيفه ، مرجئه ، تشيع ، معتزله ، تشيع معتزلي ،
تبيين فلسفي معاد جسماني از مهمترين مسائل فلسفه پس از صدرالمتألهين در ميان اهل تحقيق بشمار مي‌آيد. حکيم آقا علي مدرس زنوزي با توجه به ابهامات و سؤالات باقي مانده در اين موضوع و با توجه به ميراث فيلسوفان قبلي بويژه ملاصدرا در اين زمينه و با استفاده از مباني حکمت متعاليه، مانند حرکت جوهري و تشکيک در وجود، بررسي دقيق و تحليلي نو نسبت به اين مسئله نموده است. ديدگاه حکيم زنوزي مبتني بر سه مقدمه است: اولاً، نفس پس از مرگ، آثار و صور نفساني را در ذرات و عناصر بدن به وديعه ميگذارد. ثانياً، اين ودايع، سبب حرکت جوهري و تغيير و تحوّل در ذات بدن ميشود. ثالثاً، پس از سپري شدن استکمال بدن به محوريت حرکت جوهري، بدن به نفس خود ملحق ميگردد به صورتي که هيچ نفس ديگري تناسب لازم براي اتحاد با بدن مذکور را نخواهد داشت. حکيم مؤسس به پشتوانة اصول فلسفي و تحليل و بررسي رواياتي از مجامع حديثي معتبر توانسته است تبيين جديد خود را به اثبات برساند. نوشتار حاضر، مباني فلسفي حکيم زنوزي را مانند اتحاد و علاقة نفس و بدن، ترکيب حقيقي و اتحادي و چگونگي باقي ماندن صورت در دو حالت را مورد بررسي قرار داده و در ادامه به چگونگي تثبيت نظريه خاص حکيم زنوزي به پشتوانة روايتي از امام صادق(ع) ميپردازد.
محمد مهدي مشکاتي - علي مستاجران گورتاني
DOI : 0
کلمات کلیدی : نفس ، بدن ، حرکت جوهري ، حکيم زنوزي ، معاد جسماني ،
مکان يکي از چالش‌برانگيزترين مباحث فلسفي در طول تاريخ فلسفه‌اسلامي بوده است. ارسطو آغازگر اين بحث بوده و با تبيين امارات مکان، به تبيين ديدگاه سطح در اين مورد همراه با نقادي نظريات ديگر بخصوص نظريه بُعد مجرد يا فضاء خالي پرداخته است. فهم اشتباه ارسطو از عبارات افلاطون در رساله تيمائوس سبب پديد آمدن نظريه فضاء خالي در مباحث مربوط به مکان گشته است. فيلسوفان مسلمان بويژه ابن‌سينا با در نظرنگرفتن اين اشتباه تاريخي، به نقادي اين نظريه پرداخته‌اند که مهمترين استدلالها در اين زمينه تداخل ابعاد و تحقق ابعاد بدون ماده ميباشد. فخررازي با نقادي استدلالهاي ابن‌سينا به نظريه فضاء خالي گرايش يافته است. در پژوهش حاضر اثبات گرديده که انتقادات فخررازي به استدلالهاي ابن‌سينا ناشي از غفلت از مباني فلسفه مشائي بخصوص امتناع تحقق ابعاد بدون ماده ميباشد.
احسان کردی اردکانی - محمود صيدي
DOI : 0
کلمات کلیدی : فخررازي ، مکان ، ابن‌سينا ، ابعاد ، ماده ،

معرفي نشريه

صاحب امتیاز :انجمن علمی تاریخ فلسفه
مدیر مسئول :آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
سردبیر :دکتر حسین کلباسی اشتری
هیئت تحریریه :
دكتر حميدرضا آيت‌اللهي
دكتر عبدالرزاق حسامي‌فر
دكتر نصرالله حكمت
دكتر رضا داوري اردكاني
دكتر محمدتقي راشد محصل
دكتر احد فرامرز قراملكي
دكتر حسين كلباسي اشتري
دكتر سيدمصطفي محقق داماد
دكتر فتح‌اله مجتبايي
دكتر كريم مجتهدي
شاپا :9589-2008
شاپا الکترونیکی :9589-2008

نمایه شده