• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - سخن سردبیر
        دکتر حسین کلباسی اشتری
        يادداشت آغازين اين شماره از فصلنامه به موضوع پايان‌نامه‌هاي دانشجويي، بويژه در رشته فلسفه و فروعات و زير مجموعه‌هاي آن اختصاص دارد و مشتمل بر چند ملاحظه و پيشنهاد است: 1. چندي است در محافل گوناگون علمي، دانشگاهي و حوزوي، موضوع پايان‌نامه‌هاي تحصيلي دانشجويان و دانش‌پژو چکیده کامل
        يادداشت آغازين اين شماره از فصلنامه به موضوع پايان‌نامه‌هاي دانشجويي، بويژه در رشته فلسفه و فروعات و زير مجموعه‌هاي آن اختصاص دارد و مشتمل بر چند ملاحظه و پيشنهاد است: 1. چندي است در محافل گوناگون علمي، دانشگاهي و حوزوي، موضوع پايان‌نامه‌هاي تحصيلي دانشجويان و دانش‌پژوهان و كّم و كيف ـ و اصطلاحاً آسيب‌شناسي ـ آنها مورد توجه قرار گرفته است. عمده مسائل و پرسشها متوجه جنبة كاربردي و كارآيي آنها در بيان يا رفع و حلّ مسئله يا مُعضلي در جامعه امروز ماست و نوعاً چنين استنتاج شده است كه بخش قابل‌توجهي از اين رساله، برغم صرف وقت و نيرو و امكانات فراوان، عملاً نقش و تأثيري در زمينه مسائل واقعي و مبتلا به كشور ندارند و از اينرو پس از دفاع از رساله و اعلام پذيرش آن، مستقيماً راهي قفسه‌هاي كتابخانه شده و باصطلاح بايگاني ميشوند. بحث و تأمل در اين عرصه هنوز هم جا دارد و ما در اينجا تنها به آنچه به رساله‌هاي فلسفي مرتبط است، ميپردازيم. نخستين مطلب اين است كه درواقع اطلاق واژه «كاربرد» براي پژوهشهاي نظري محض ـ همانند فلسفه ‌ـ چندان موجه و گاه چندان روشن نيست. اين ابهام بعضاً اسباب خلط و سوء فهم را نيز فراهم كرده است؛ بگونه‌يي كه حتي در برخي نوشته‌ها يا اظهار نظرها، متكّلفانه براي فلسفه كاربرد و فايده‌يي را دست و پا كرده‌اند! تقسيم دانشها به نظري و عملي ـ و در ادوار متأخر به كاربردي و محض ـ مناط روشني داشته است و آن اينكه افعال و اقدامات آدمي مسبوق به آگاهي و تأمل و نظر در جهات مختلف امور است و اينكه ارزش افعال نيز بميزان دخالت عقل و خلوص نّيت و احوالات معنوي است. اهميت نظر و آگاهيِ قبل از عمل بركسي پوشيده نيست و از قضا در كلمات بزرگان از حكما و فيلسوفان، بر ملازمت ميان نظر و عمل تأكيد فراوان شده است. زيرا برمبناي نگاه وجودي و اصالة‌الوجود، نظر و عمل دو وجه از يك حقيقتند و حكايت از يك چيز دارند. اساساً ثنويت رايج در مكاتب و نحله‌هاي فلسفي، ريشه در نگاه اصالت ماهويِ مابعد ارسطويي دارد؛ نگاهي كه حقيقت واحد و بسيط را مُنقسم به اقسام وهمي و خيالي ميكند. باري، نفس تفكر فلسفي نميتواند عاري از جهات عيني و عملي باشد و از اينرو پرسش از كاربرد فلسفه و تأملات فلسفي، بسته به نوع تلقي ما از كاربرد و كارآيي آن دارد. هيچ تفكر اصيل فلسفي فارغ از دغدغه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، ديني و سياسي نيست؛ چنانكه معماران بزرگ انديشه فلسفي نظير سقراط و افلاطون، به غايت «مدينه» و سرنوشت آن توجه تامّ داشتند و مخاطبان را به تبعات غفلت از آن هشدار ميدادند. 2. نتيجه ملاحظه نخست اين نيست كه مطالعات و پژوهشهاي فلسفي نميتواند و نبايد جهت يا جهات خاصّي را تأمين كند. بيترديد انديشمندان و دانشمندان كشور نسبت به مسائل و اولويتهاي علمي جامعه خود حساسيت دارند و اين معنا در جهت‌دادن رساله‌هاي دانشجويي نيز بايد خود را نشان دهد. استادان و همكاران ما در گروههاي آموزشي فلسفه بكرّات با اين پرسش دانشجويان مواجه شده‌اند كه چه موضوع و يا حتي چه عنواني را براي پايان‌نامه خود برگزينند؟ طبيعي است كه موضوع رساله‌ها تا حدود زيادي تحت‌تأثير علايق و تخصّص اساتيد رقم ميخورد و اين امر في‌نفسه در تمرين و ممارست جوانان و دانشجويان ميتواند مؤثر واقع شود، ليكن نميتوان و نبايد از اولويتها و افقهاي علمي كشور غفلت ورزيد. بنظر ميرسد مهمترين اولويتي كه ميتواند از سوي استادان به دانشجويان منتقل و القاء شود، معرفي و احياي مواريث علمي و فلسفي كشور و سنت حكمي عالم اسلام و آگاهي از ظرفيتها و قابليتهاي آن در مواجهه با ابتلائات و پرسشهاي عالم معاصر است؛ چنانچه اين رويكرد با شرايط و مختصات ويژه آن نهادينه شود، حداقل دستاورد آن، تحقق خودآگاهي جمعي و اعتماد به نفس آگاهانه و عالمانه است كه خود شرط نخست قوام فرهنگي و تمدني است، ليكن بايد توجه داشت كه معرفي مواريث علمي و حكمي نيز آفات ويژه خود را دارد و از جمله آنها، تكرار و تقليد و تمجيد بيوجه است. براي نمونه، معرفي درست ظرفيت حكمت صدرايي، اولاً، به بازنمودن نقاط و زواياي ناگفته اين حكمت نياز دارد و ثانياً، به بيان نقدها و باريك‌انديشيهايي كه شارحان و اتباع اين حكمت در قالب نوشته‌هاي خود آورده‌اند، وابسته است؛ نوشته‌هايي كه بعضاً هنوز نسخه‌هاي مخطوط آنها در كتابخانه‌هاي عمومي يا شخصي به انتظار معرفي به نسل حاضر نشسته است. 3. از آنچه گفته شد، بر‌مي‌آيد كه دانشجويان ما بشدت مفتقر به نگاه و رويكرد تاريخيند. نگارنده با امتيازات و قابليتهاي نگاه تحليلي، بويژه در ساحت تفكر معاصر بيگانه نيست؛ اما در عين حال از گسترش اين نگاه ـ و مع‌الأسف گسترش نگاه تحصّلي (پوزيتيويستي) ـ در ميان محصّلان و دانشجويان فلسفه سخت‌ نگران و دغدغه‌مند است. شنيده ميشود كه در برخي از كلاسهاي درس، دانشجويان از مطالعة سنتهاي فلسفي و آشنايي با تاريخ كلاسيك فلسفه منع شده و حتي اين عرصه را بيفايده و مضّر معرفي كرده‌اند! ولي از صاحبان اين طرز تلقي بايد پرسيد كه آيا اساساً شناخت جامع و دقيقي از سنتهاي گذشته فلسفي در ميان دانشجويان و حتي برخي متخصصان ما حاصل شده است يا خير؟ اگر مراد ايندسته از متخصّصان، توصيه به گذار از تفكر تاريخي بمنظور رسيدن به تفكر تحليلي ـ يا بقول برخي تفكر علمي ـ بوده است، ميدانيم كه اين توصيه قرن نوزدهمي، دست‌كم يك قرن پيش اعتبار خود را از دست داده و نتيجه آزمون پوزيتيويسم ـ اعم از قديم و جديد آن ـ چند دهه قبل اعلام شده است. هيچكدام از مكاتب فلسفي معاصر خود را از رجوع به نگاه تاريخي و دستاوردهاي آن بينياز نديده‌اند و حتي در نقد آن نيز از شيوه‌ها و گفتمان تحصّلي فاصله گرفته‌اند. امروزه ما سخت به آگاهي تاريخي و مهمتر از آن، باز‌خواني تاريخي از سنتهاي فكري سلف نيازمنديم. در شماره‌هاي گذشته اين فصلنامه درباره منابع تاريخي فلسفه، بويژه فلسفه باستان سخن گفتيم. با وجود انتشار- صدها اثر مجمل و مفصّل در زمينه فلسفه‌هاي يونان و روم، همچنان زواياي مهمي از اين سنت در تاريكي است؛ بخصوص در آنجا كه از نسبت اين فلسفه‌ها با سنتهاي شرقي و اشراقي سخن گفته ميشود. از سوي ديگر، مهمترين عرصه‌يي كه حكمت اسلامي ميتواند با آن به محاوره و تعاطي بپردازد، فلسفه‌هاي ماقبل سقراط و سنتهاي وجودمحورانة آن عصر است كه با همة اينها، اندك پژوهش جدّي و قابل توجهي در اين زمينه صورت نگرفته است. جا دارد استادان و محققان كشور ما بخشي از توان و امكانات پژوهشي موجود را به معرفي اين عرصه‌ها اختصاص داده و مخاطبان جوان خود را نيز به اهميت آن ملتفت سازند. اكنون، بسياري از دانشجويان هم به منابع كتابخانه‌يي و هم به امكانات كمك‌آموزشي دسترسي دارند و حتي براي انجام يك پژوهش، نياز چنداني به خريد و تهيه عين كتاب احساس نميشود. در اين سهولتي كه پديد آمده است، نوآوريها و پژوهشهاي جديد ضرورت مييابد و در اين راه راهنمايي استادان براي ترغيب دانشجويان به انجام پژوهشهاي اصيل و راهگشا ـ هرچند بصورت اوليه و مقدماتي ـ بطورقطع مؤثر خواهد بود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - ماهيت شهود عقلي در طرح اخلاق مشرقي ابن سينا
        ميرسعيد موسوي‌کريمي عليرضا  صياد منصور محمدهانی جعفریان
        مشاء مورد بررسي اين مقاله، مشخص نمودن ماهيت رأي خاص بوعلي‌سينا در معرفت‌شناسي اخلاقي آثار مشرقي تحت عنوان «شهود عقلي» است. در بررسي ماهيت شهود عقلي، اين نوع شهود برحسب مؤلفه‌هاي تشکيل‌دهندۀ آن بررسي ميگردد؛ يعني در اينجا به مواردي توجه خواهد شد که ذيل عنوان «شهود عقلي»، چکیده کامل
        مشاء مورد بررسي اين مقاله، مشخص نمودن ماهيت رأي خاص بوعلي‌سينا در معرفت‌شناسي اخلاقي آثار مشرقي تحت عنوان «شهود عقلي» است. در بررسي ماهيت شهود عقلي، اين نوع شهود برحسب مؤلفه‌هاي تشکيل‌دهندۀ آن بررسي ميگردد؛ يعني در اينجا به مواردي توجه خواهد شد که ذيل عنوان «شهود عقلي»، بعنوان منابع کسب معرفت اخلاقي براي ابن‌سينا مطرح بوده و بنظر ميرسد که شهود عقلي از ترکيبي از آنها بوجود مي‌آيد. به اين منظور ابتدا به معرفي عناصر معرفتي موجود در شهود عقلي در رويکردي امروزين پرداخته و روشن ميکنيم که شهود عقلي از در کنار هم قرار گرفتن سه جزء معرفتي شهود، درونگرايي و عقل تشکيل شده است. در ادامه، نقش هرکدام از اين سه مؤلفه در کارکرد معرفتي شهود عقلي نزد ابن‌سينا مشخص ميگردد. سپس سعي ميشود تا با بيان نقش شهود در معرفت‌شناسي اخلاقي شهودگرايان معاصر، کارکرد خاص اين طرح معرفتي نزد معاصران بررسي گردد و با مقايسة نظريات ايشان با ابن‌سينا، بطور دقيقتر چيستي شهود نزد ابن‌سينا و نقش مؤلفه‌هاي تشکيل‌دهندۀ آن روشن شود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - بررسي هرماس در انديشه هاي سهروردي
        سيده بهناز  حسيني
        در منابع طبري هرمس از نوادگان شيث فرزند حضرت آدم است و پس از آن دو، اولين فردي است که به نبوت رسيده است. در نظر سهروردي نيز تاريخ انديشه و فلسفه را بايد از هرمس آغاز کرد. درست است که از مهمترين وارثان سنت هرمسي در ميان مسلمانان را صوفيه نام برده‌اند، همانطور که در بسيار چکیده کامل
        در منابع طبري هرمس از نوادگان شيث فرزند حضرت آدم است و پس از آن دو، اولين فردي است که به نبوت رسيده است. در نظر سهروردي نيز تاريخ انديشه و فلسفه را بايد از هرمس آغاز کرد. درست است که از مهمترين وارثان سنت هرمسي در ميان مسلمانان را صوفيه نام برده‌اند، همانطور که در بسياري از منابع چهره‌هايي مانند حلاج و سهروردي را در ميان اين سنت قرار داده‌اند، علاوه بر اين، از راه فنون و دانشهايي مانند طب، نجوم، کيميا و مانند اينها نيز عقايد هرمسي به عالم اسلام راه يافته‌ است، در اين ميان گروهي از نويسندگان، مورخان عارفان و حکماي مسلمان، هرمس را باني حکمت و علوم برشمرده‌اند. شهاب‌الدين سهروردي و صاحب مکتب اشراق در عالم اسلام يکي از بزرگترين نمايندگان اين سنت تأويلي و رمزي اسلام و ايران است که علاوه بر تجليل از شخصيت هرمس تلاش ميکند وي را با اساطير ايراني پيوند زند. وي لقبهايي را برگرفته از اصطلاحات فلسفي خويش به هرمس نسبت ميدهد، از جمله طباع تام و خود را وارث حکمت هرمسي ميداند. نوشتار حاضر ميکوشد تا با بررسي هرمس در اسطوره¬هاي يوناني و پس از آن، نشان دهد که چگونه هرمس وارد نبوت اسلامي گرديده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - ابن سينا و مسئله جاودانگي نفس
        قاسم  پورحسن
        برخلاف تصوير رايج، ابن‌سينا نه پيرو محض ارسطوست و نه صرفاً شارح آراء وي. ابن‌سينا فيلسوفي مستقل، برجسته و مسلمان ايراني است. وي در پرتو نقدها به فلسفه يونان و ارسطو، درصدد شكلدهي گسست معرفتي بنيادين و طرح‌ريزي شالوده‌هاي حكمت مشرقي است. يكي از موضوعات متنازع فيه، مسئله چکیده کامل
        برخلاف تصوير رايج، ابن‌سينا نه پيرو محض ارسطوست و نه صرفاً شارح آراء وي. ابن‌سينا فيلسوفي مستقل، برجسته و مسلمان ايراني است. وي در پرتو نقدها به فلسفه يونان و ارسطو، درصدد شكلدهي گسست معرفتي بنيادين و طرح‌ريزي شالوده‌هاي حكمت مشرقي است. يكي از موضوعات متنازع فيه، مسئله نفس، جوهريت، تجرد و جاودانگي آن است. ابن‌سينا آراء ارسطو در اين سه موضوع را نابسنده دانسته كه دچار كاستيها، اشتباهات و خلطهاست. وي ميكوشد تا با نقد ديدگاه ارسطو، طرحي جديد از مسئله نفس بدست دهد. ابن‌سينا با نقد تعريف ارسطو از نفس آغاز كرده، با جرح و رد براهين بقا پيش رفته و سرانجام نظريه‌يي بديع در موضوع جاودانگي نفس تدوين نموده است. اين نظريه پشتوانه‌يي بنام «اجل البراهين» ابن‌سينايي دارد. هدف اصلي نوشتار حاضر، بررسي آراء ارسطو، ايرادات ابن‌سينا بر آنها و نشان دادن ساحتهاي ابتكاري ابن‌سينا در مسئله نفس ميباشد. نگارنده نشان ميدهد كه دستاورد ابن‌سينا، راهي جديد در مسئله نفس و بدن را گشوده و تلقي استمرار آراء ارسطو در ميان فيلسوفان اسلامي، تلقي نادرست است. ابن‌سينا را بايد آغازگر بحثهاي بنيادين در موضوع نفس و جاودانگي آن قلمداد كرد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - نمود انسان‌شناسي فلسفي ابن‌سينا در رساله‌هاي تمثيلي _عرفاني او (رساله الطير ،رساله سلامان و ابسال ،رساله حي‌بن‌يقظان)
        فروغ‌السادات  رحيم‌پور افسانه لاچيناني
        نزد ابن‌سينا شناخت زواياي گوناگون وجود انسان جايگاه ويژه‌يي دارد. در نظام فلسفي او انسان موجودي حادث است که هم نفس مجرد و هم بدن مادي او با افاضه‌ عقل فعال ايجاد ميشود. نفس از همان ابتدا از حيث ذات، مجرد و هم افق با عقول مفارق است اما از حيث فعل، مادي و نيازمند ابزارهاي چکیده کامل
        نزد ابن‌سينا شناخت زواياي گوناگون وجود انسان جايگاه ويژه‌يي دارد. در نظام فلسفي او انسان موجودي حادث است که هم نفس مجرد و هم بدن مادي او با افاضه‌ عقل فعال ايجاد ميشود. نفس از همان ابتدا از حيث ذات، مجرد و هم افق با عقول مفارق است اما از حيث فعل، مادي و نيازمند ابزارهاي جسماني است. رابطه‌ نفس و بدن رابطه‌يي بيبديل است: نفس مدبر بدن و فاعل اصلي همه‌ افعال انسان است و بدن، ابزار منحصر بفردِ فعل نفس در حيات دنيوي و واسطه فعليت يافتن قوا و توانمنديهاي آن است. انسان، حيات متقدم بر حيات دنيوي ندارد و ازلي نيست اما نفس مجردش، ابدي است و برخلاف بدن که با مرگ از بين ميرود نفس، فنا نميپذيرد و جاودانه است. سه اثر تمثيلي ـ عرفاني ابن‌سينا نيز با محور انسان‌شناسي تدوين شده‌اند: در رسالة الطير، حي‌بن‌يقظان و سلامان و ابسال شيخ‌الرئيس به زبان قصه و رمز و در قالب نمادها و سمبلها، حيات انسان و عوامل و موانع کمال او را تبيين ميکند و با نگاهي کمتر فلسفي و بيشتر عرفاني و تربيتي، تلاش ميکند تا راه تعالي و سعادت را به جويندگان بنماياند. نوشتار حاضر قصد دارد نمود انسان‌شناسي فلسفي ابن‌سينا را در انسان‌شناسي رسائل سه‌گانه‌ عرفاني ـ تمثيلي او جستجو نمايد و از اين رهگذر به تفاوتها و شباهتهاي دو نوع نگاه به انسان از منظر اين فيلسوف مبرز مشائي برسيم. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - جوهريت نفس از ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا
        مليحه  صابري نجف‌آبادي
        يكي از موضوعات مهم در فلسفه اسلامي، اثبات جوهريت نفس است. ملاصدرا و ابن‌سينا با وجود اتفاق نظر در اصل جوهريت نفس در تفسير و تبيين آن اختلاف نظر اساسي دارند. اين اختلاف كه به مباحث مهمي مانند تبيين نفس، تغييرات آن و رابطه آن با قوا نيز کشيده شده است، مسئله اصلي نوشتار حا چکیده کامل
        يكي از موضوعات مهم در فلسفه اسلامي، اثبات جوهريت نفس است. ملاصدرا و ابن‌سينا با وجود اتفاق نظر در اصل جوهريت نفس در تفسير و تبيين آن اختلاف نظر اساسي دارند. اين اختلاف كه به مباحث مهمي مانند تبيين نفس، تغييرات آن و رابطه آن با قوا نيز کشيده شده است، مسئله اصلي نوشتار حاضر است. براساس نظر ابن‌سينا موجودات ممکن مركب از دو جزء تحليلي ـ عقلي وجود و ماهيتند و مقسم مقولات نيز كه جوهر و عرض در ذيل آنها قرار ميگيرد، خود ماهيت است و تفاوت جوهر و عرض نيز به اين است كه وجود جوهر في‌نفسه و وجود عرض لغيره است. بر اين مبنا، نفس جوهر مجردي است كه افعال اختياري تدبيري و ادراك امور كلي را انجام ميدهد و داراي فروع يا قوايي است كه افعال خود را بواسطه آنها به انجام ميرساند. در اين رويكرد، اختلاف نفوس انسانها از عاليترين تا پايينترين مرتبه به اعراض است و در جوهر هيچ تحولي ايجاد نميشود. بعقيده ملاصدرا نيز عرض هيچگونه استقلالي در مقابل جوهر ندارد، از اينجهت، حقيقتي است وابسته كه داراي وجود تبعي و لغيري است، اما بنا به اصل اصالت وجود كه ملاك تشخص، وجود است، وجودي که مشخص معروض است، همان مصداق خود جوهر و مصداق همه اعراض است؛ يعني يک وجود واحد است که مصداق انسان با اعراض مختلف است. نفس جوهري است از سنخ وجود، داراي وجود لنفسه و ذومراتب كه اعراض آن از مراتب اين حقيقت محسوب ميشوند. قواي نفس شئون و مراتب نفسند و کمالاتي که نفس کسب ميکند مرهون اتحاد او با صور ادراکي است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - انسانمداري از منظر سوفيستها و فلاسفه بزرگ يونان؛ بررسي وجوه اشتراک و افتراق ديدگاهها
        حسن  بلخاري قهي مينا  محمدي‌ وکيل
        سوفيستها را ميتوان از نخستين متفکران باستان دانست که موضوع اصلي انديشه را معطوف به مسئلة انسان ميدانستند. ايشان براي نخستين بار جهت پژوهش فلسفي را از «فوسيس» به «نوموس» تغيير دادند. تقريباً همزمان و اندکي پس از ظهور سوفيستها، سقراط، افلاطون و همچنين ارسطو نيز با وجود مخ چکیده کامل
        سوفيستها را ميتوان از نخستين متفکران باستان دانست که موضوع اصلي انديشه را معطوف به مسئلة انسان ميدانستند. ايشان براي نخستين بار جهت پژوهش فلسفي را از «فوسيس» به «نوموس» تغيير دادند. تقريباً همزمان و اندکي پس از ظهور سوفيستها، سقراط، افلاطون و همچنين ارسطو نيز با وجود مخالفتها و تعارضات بنيادين با ايشان، انسان را نخستين خواست نظرية فلسفي برشمردند. اين امر اصليترين وجه اشتراک دو ديدگاه سوفيستي و فلاسفة کهن را نشان ميدهد. از سوي ديگر، ميان سقراط و سوفيستها از لحاظ شيوة ديالکتيک و بحث نيز نوعي قرابت صوري وجود دارد. اما از آنجا که سقراط معرفت را داراي معيار ثابت و فارغ از تأثيرات و متغيرات حسي قلمداد ميکند، ازاينرو «انسان معيار همه چيز است» پروتاگوراس از آنجا که نظر به انسان فردي دارد و حقيقت را نسبي تلقي ميکند، مورد انتقاد و اعتراض سقراط قرار ميگيرد. بدين‌ترتيب مطالعة تطبيقي آراء سوفيستي و اهالي فلسفه نشان ميدهد که موضوع و روش، نزد دو گروه يکسان، اما غايت انديشه متفاوت بوده است. اين غايت نزد سوفيستها آموزش يا «پايديا» بود، در حالي که فلاسفه غايت عمل را در شناخت حقيقت ميجستند. نوشتار حاضر با هدف کشف وجوه اشتراک و افتراق دو ديدگاه، در گام نخست به تدقيق آراء شاخص آن خواهد پرداخت و سپس روشن ميکند که برخي نتايج فکري بدست آمده توسط سوفيستها، با وجود بدنامي تاريخي ايشان، تأثيراتي پاينده تا فلسفة معاصر غربي داشته است. بعبارت ديگر، اينان با تغيير جهت فلسفه به مسئلة انسان بنوعي مباني فلسفة نوين غرب را پي¬افکندند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - خليل¬خان ثقفي (اعلم¬الدوله)؛ يک ترجمه فلسفي در باب زمان و مکان
        رضا  رنجبر
        دکتر خليل¬خان ثقفي (اعلم¬الدوله)، پس از فارغ¬التحصيلي از دارالفنون و پيش از عزيمت به فرنگ، دو رساله در موضوع زمان و مكان ترجمه و تأليف كرده است: در رسالة اول ـ که در شمارة پيشين مجله معرفي و منتشر شد ـ او به بحث در باب ايدة مکان و زمان متناهي و نامتناهي پرداخته است. در چکیده کامل
        دکتر خليل¬خان ثقفي (اعلم¬الدوله)، پس از فارغ¬التحصيلي از دارالفنون و پيش از عزيمت به فرنگ، دو رساله در موضوع زمان و مكان ترجمه و تأليف كرده است: در رسالة اول ـ که در شمارة پيشين مجله معرفي و منتشر شد ـ او به بحث در باب ايدة مکان و زمان متناهي و نامتناهي پرداخته است. در رسالة دوم که براي اولين بار، در اين شماره معرفي و منتشر ميشود و شامل ترجمة بخش کوتاهي از يک کتاب مفصل فلسفي از ژول سيمون، فيلسوف قرن نوزدهم فرانسه است، مسئله جوهر بودن يا نبودنِ زمان و مکان مطرح شده است. جزييات مقاله