• شماره های پیشین

    • فهرست مقالات محمود رضا  مراديان

      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - «تشکيک در کلمه» بعنوان فلسفه زبان درحکمت اشراق سهروردي
        محمود رضا  مراديان
        نوشتار حاضر به بررسي فلسفه زبان از ديدگاه سهروردي در قالب «تشکيک در کلمه» با استناد به کتابها، رساله¬ها و داستانهاي رمزي وي ميپردازد. براي نيل به اين مقصود، ابتدا، کتب، رسائل و داستانهاي سهروردي بعنوان منابع دسته اول و همچنين منابع دست دومي که به شرح حکمت اشراق پرداخته چکیده کامل
        نوشتار حاضر به بررسي فلسفه زبان از ديدگاه سهروردي در قالب «تشکيک در کلمه» با استناد به کتابها، رساله¬ها و داستانهاي رمزي وي ميپردازد. براي نيل به اين مقصود، ابتدا، کتب، رسائل و داستانهاي سهروردي بعنوان منابع دسته اول و همچنين منابع دست دومي که به شرح حکمت اشراق پرداخته يا در آنها سخني دربارة زبان و ماهيت آن ذکر شده، مورد مطالعة دقيق قرار گرفته و نکات مربوط، جداگانه گردآوري گرديده و سپس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. تحليل محتواي اين نکات منجر به کشف حقيقتي بنام «تشکيک در زبان» يا بعبارت دقيقتر، «تشکيک در کلمه» شد. همچنين نتايج اين پژوهش نشان ميدهد که سهروردي با اتخاذ رويکردي تقليل¬گرا، محور فلسفه زباني خود را بر «کلمه» قرار داده و براي آن سه مرتبه کلي¬ وجودي و نوري به نامهاي «کلمات کبري»، «کلمات وسطي» و «کلمات صغري» در نظر گرفته است. کلمات کبري در رأس، کلمات وسطي در ميان و کلمات صغري در پايينترين حد اين مرتبة وجودي قرار دارند. اين کلمات، بواسطه «کلمة عليا»، از حضرت حق صادر ميشوند و منشأ خلقت در عالم هستي يا عالم امکان ميباشند. در فرايند آفرينش، ابتدا، حضرت حق يا واجب¬الوجود يا نورالانوار، «کلمه عليا» را خلق ميکند. کلمه عليا مانند نورالانوار يا واجب¬الوجود يا خداوند، واحد و مجرد است، اما از نظر مرتبه و نورانيت از خداوند پايينتر است؛ چون وراي پروردگار نور و کلمه‌يي نيست. کلمه عليا معادل با «نور اقرب» در حکمت اشراق سهروردي و «عقل اوّل» در فلسفة مشائي فارابي و ابن‌سيناست و از انوار اين کلمه، کلمات کبراي ديگري ايجاد ميگردد. بر اساس متون نگارش يافته در باب حکمت اشراق، «آخرين کلمه کبري»، جبرئيل يا عقل فعّال يا عقل دهم است. کلمه جبرئيل يا روح¬القدس، باعث ايجاد کلمات نازلتري بنام کلمات وسطي و کلمات صغري ميشود. در حکمت اشراق، کلمات وسطي، معادل با نفوس فلکي نه¬گانه¬اند و بلحاظ مرتبه وجودي از کلمات کبري نازلترند. کلمات صغري که از اشراق کلمه جبرئيل يا عقل فعّال بوجود مي¬آيند، معادل با نفوس ناطقه انسانيند كه نوشتار حاضر به بررسي هركدام بطور مفصل ميپردازد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - مقايسه نظريات منطقي – زبانشناختي فارابي با اصول و نظريات زبانشناسي معاصر
        محمود رضا  مراديان
        هدف اصلي نوشتار حاضر، مقايسه نظريات منطقي ـ زبانشناختي فارابي با اصول و نظريات زبانشناسي معاصر است. بدين‌منظور، ابتدا ضمن مروري بر نحوة پيدايش زبانشناسي و استقلال آن از علوم ديگر، به معرفي رايجترين حوزه¬ها و نظريات زبانشناسي معاصر و سپس به مقايسه و تطبيق نسبي نظريات منط چکیده کامل
        هدف اصلي نوشتار حاضر، مقايسه نظريات منطقي ـ زبانشناختي فارابي با اصول و نظريات زبانشناسي معاصر است. بدين‌منظور، ابتدا ضمن مروري بر نحوة پيدايش زبانشناسي و استقلال آن از علوم ديگر، به معرفي رايجترين حوزه¬ها و نظريات زبانشناسي معاصر و سپس به مقايسه و تطبيق نسبي نظريات منطقي ـ زبانشناختي فارابي با حوزه‌ها، مفاهيم و نظريات يادشده ميپردازيم. ده قرن پيش از اين، فارابي علم زبان را در ميان علوم زمانه خويش مطرح كرد و حوزه¬ها، اصول و نظريات خاصي براي آن معرفي نمود که از جهات بسياري هم¬پوشاني اعجاب‌انگيزي با نظريات زبانشناسي معاصر دارند. او همچنين در علم قوانين الفاظ مفرد ـ که سومين بخش از بخشهاي هفتگانه علم زبان از نظر اوست ـ به بررسي حروف، اصوات و واژگان به صورتي که در آواشناسي و مورفولوژي امروز آمده است، پرداخته و در علم قوانين الفاظ مرکب (چهارمين بخش علم زبان) نيز به بررسي نحوي جملات و عناصر موجود در آنها ميپردازد. نظريات وي در اين زمينه، انطباق عجيبي با دستور گروه‌ساختي چامسکي دارد. فارابي با ايجاد تمايز ميان علم نحو و علم منطق، بين آنها نسبتي برقرار نمود که ميتوانست براي فلاسفه، منطقيون و نحويان بعد از خود درخصوص نظريات زبانشناسي معاصر همچون دستور جهاني و اصول و پارامترهاي آن، نظريه اسباب فراگيري زبان و فطري بودن آن و توسعه نظريه روساخت ـ زيرساخت زبان راهگشا باشد. نظريات او دربارة علم نحو و علم منطق و نسبت آن دو نيز ـ بشدت ـ مبتکرانه و راهگشاست و ميتوان رگه¬هاي روشني از برخي نظريات نوين، مانند مفهوم روساخت آوايي و زيرساخت معنايي جملات و نظريه فطري بودن زبان را در آنها يافت. در نوشتار حاضر به شرح اين نظريات و نسبت آنها با نظريات نوين زبانشناسي خواهيم پرداخت تا بتوانيم بر گوشه¬‌يي از نبوغ، وسعت نظر، دقت علمي و همت بلند اين دانشمند، فيلسوف و زبانشناس ايراني و اسلامي به روش علمي کورسويي افکنيم. جزييات مقاله