لیست مقالات موضوع یافته‌های نو درباره چهره‌ها و مدرسه‌های فلسفی ایران و جهان اسلام


    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - مبدأ در مكتب شنكره
      سيدضياءالدين  حسيني محمدرضا  اسدي
      نوشتار حاضر به بحث از تلقي شَنکَرَه در باب مبدأ ميپردازد که باعتقاد بسياري از متفکران هندو و بسياري از هندشناسان، بزرگترين حکيم سنت هندوست. باعتقاد شنکره برخي از متون اوپَه¬نيشَدي بر اين دلالت دارند که برَهمَن، نيرگونَه (نامتعين و نامتکيف) است و برخي ديگر بر اين دلالت د چکیده کامل
      نوشتار حاضر به بحث از تلقي شَنکَرَه در باب مبدأ ميپردازد که باعتقاد بسياري از متفکران هندو و بسياري از هندشناسان، بزرگترين حکيم سنت هندوست. باعتقاد شنکره برخي از متون اوپَه¬نيشَدي بر اين دلالت دارند که برَهمَن، نيرگونَه (نامتعين و نامتکيف) است و برخي ديگر بر اين دلالت دارند که او سَگونَه (متعين و متکيف) است. او در برخورد با اين مطلب، جانب نيرگونه بودن برهمن را ميگيرد و آن را مقصود و منظورِ نظرِ اصلي متونِ اوپه‌نيشدي ميداند. برهمن در سنت اَدوَيتَه سَت¬چيت¬آنَندَه، وجود و علم و لذت مطلق است، اما در عين اين رويکرد ايجابي ميتوان شاهد دغدغه¬هايي سلبي نيز بود که در آن همين عبارات نيز قادر نيستند [آنگونه که بايد] برهمن را معنا کنند و برهمن [به اين معنا] وراي ذهن و سخن است. همچنين در نظام شنکره از برهمن بعنوان آتمَن و خودِ اعلي ياد ميشود که هماهنگ با آموزة مايا، در واقع جز او نيز وجود و خودي نيست. جزييات مقاله
    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - مكتب ودانتا و وحدت‌گرايي
      علي‌نقي  باقرشاهي
      مکتب ودانتا اصيلترين جريان فکري و فلسفي هندي است که اصول فکري خود را از اوپانيشادها گرفته و بر وحدت‌گرايي و يکتاپرستي تأکيد دارد. مورخان هندي، تاريخ اين مکتب را به سه دورة ماقبل شانکارا، دوره شانکارا و دوره پساشانکارا تقسيم ميکنند. در دوره اول، شخصيتهايي مانند بادرايان چکیده کامل
      مکتب ودانتا اصيلترين جريان فکري و فلسفي هندي است که اصول فکري خود را از اوپانيشادها گرفته و بر وحدت‌گرايي و يکتاپرستي تأکيد دارد. مورخان هندي، تاريخ اين مکتب را به سه دورة ماقبل شانکارا، دوره شانکارا و دوره پساشانکارا تقسيم ميکنند. در دوره اول، شخصيتهايي مانند بادرايانا و گوداپادا ظاهر شدند و حکمت ودانتا را پايه‌ريزي کردند. در دوره دوم شانکارا به بسط اين حکمت پرداخت و سهم زيادي درگسترش و اشاعه آن داشت. در دوره سوم نيز رامانوجا با نظريات انتقادي خود قرائت متفاوتي از وحدت‌گرايي و مفهوم حقيقت نهايي ارائه کرد و دامنه اين مکتب را گسترش داد. بطورکلي بانيان و مفسران حکمت ودانتا در هر دوره برحسب ذوق و سليقة فکري خود به شرح و بسط اين مکتب پرداختند و باعث غني‌تر شدن آن شدند. آنچه اهميت دارد اين است که همه آنها در يکتاپرستي و وحدت‌گرايي اتفاق نظر داشتند، هرچند دربارة بعضي از مباحث ميان برخي از ايشان اختلاف‌نظر جدي وجود داشت و اين اختلاف درميان پيروان آنها نيز مطرح بود. در ميان متفکران معاصر هند برخي مانند رابيندرانات تاگور کوشيدند سازشي ميان آنها ايجاد کنند. نفوذ مکتب ودانتا در ميان متفکران و هنرمندان معاصر هندي نيز عميق بوده است؛ بطوريکه جهانبيني آنها کاملاً تحت‌تأثير اين مکتب بوده است. در نوشتار حاضر سير تاريخي اين مکتب و نسبت آن با وحدت‌گرايي مورد بررسي قرار ميگيرد. جزييات مقاله
    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - تحليل مباني فلسفي انسان‌شناسي در فلسفه مصر باستان
      محمد حسین مدد الهی حسین زمانیها
      يونانيان از مدتها پيش از ظهور تالس در قرن ششم قبل از ميلاد، با فرهنگ مصر آشنايي نزديک داشته و از دانش آنها بخصوص در حوزه رياضيات بهره فراوان برده¬اند. در حوزه فلسفه نيز مطالعات اخير نشان ميدهد که تالس از نزديک با تفکر مصر باستان آشنا بوده و در مباحث فلسفي خود متأثر از ا چکیده کامل
      يونانيان از مدتها پيش از ظهور تالس در قرن ششم قبل از ميلاد، با فرهنگ مصر آشنايي نزديک داشته و از دانش آنها بخصوص در حوزه رياضيات بهره فراوان برده¬اند. در حوزه فلسفه نيز مطالعات اخير نشان ميدهد که تالس از نزديک با تفکر مصر باستان آشنا بوده و در مباحث فلسفي خود متأثر از انديشه‌هاي مصريان باستان بوده است. در تفکر مصريان باستان برغم بهره‌گيري از اسطوره‌ها براي تحليل و تبيين حقايق جهان هستي، رگه‌هايي از تفکر فلسفي به معني خاص آن نيز ديده ميشود. در تفکر مصر باستان در مباحثي همچون هستي‌شناسي، سياست و جامعه و انسان‌شناسي رگه‌هايي از تفکر ناب فلسفي مشاهده ميشود؛ تفکري که بر محور مفهوم عميق و ذو ابعاد «مآت» شکل ميگيرد. مآت در عرصه هستي‌شناسي بمعناي نظم، در عرصه سياست و جامعه بمعناي عدالت و در عرصه انسان‌شناسي بمعناي راستي و درستي است. در عرصه انسان‌شناسي بطور خاص مصريان باستان بر اين عقيده‌اند که وجود انسان داراي ابعاد و مراتب نه‌گانه‌يي است که در بين اين ابعاد و مراتب نوعي وحدت حاکم است. آنچه باعث ظهور تام اين مراتب و بخصوص آخرين مرتبه آن يعني تفکر و انديشه و بتبع آن جاودانگي انسان است، تبعيت از مآت يا قوانين حاکم بر نظام هستي است. بدين شکل، ايشان بين انسان‌شناسي و هستي‌شناسي خود ارتباطي نزديک ايجاد ميکنند. جزييات مقاله
    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - چين به روايت مسلمانان؛ ازقرن سوم تا قرن هشتم هجري
      مريم  سليماني فرد
      سابقه ارتباط مسلمانان با كشور چين بس ديرينه است؛ اين ارتباطات از طريق سفرهاي مسلمانان به آن مناطق و با انگيزه‌هاي مختلف بازرگاني، اقتصادي، سياسي و ديني انجام شده است. شواهد موجود حاكي از آن است كه مسلمانان از همان آغازين نشانه‌هاي حيات فرهنگي و سياسي، سفرهايي به اين سرز چکیده کامل
      سابقه ارتباط مسلمانان با كشور چين بس ديرينه است؛ اين ارتباطات از طريق سفرهاي مسلمانان به آن مناطق و با انگيزه‌هاي مختلف بازرگاني، اقتصادي، سياسي و ديني انجام شده است. شواهد موجود حاكي از آن است كه مسلمانان از همان آغازين نشانه‌هاي حيات فرهنگي و سياسي، سفرهايي به اين سرزمين داشته‌اند. در اين ميان، اطلاعات ارزشمندي توسط جغرافيدانان مسلمان ضبط و بدست آمده است. اين اطلاعات در زمينه‌هاي مختلف اعم از جغرافياي طبيعي، شامل محدودة جغرافيايي كشور چين، شهرها و مسافتهاي هر يك و همچنين مسائل معيشتي، فرهنگي و آموزشي شامل دستاوردهاي هنري و علمي و اجتماعي و صنايع گردآوري شده است. اين نوشتار بر آن است تصوير چين در انديشه و توصيف مسلمانان را از قرن اول هجري تا روزگار حافظ ابرو در قرن هشتم هجري بررسي و تشريح نمايد. نوشتار حاضر ميتواند بعنوان مقدمه‌يي بر تشريح نوعي شرق‌شناسي اسلامي باشد که طي آن، گزارش انديشمندان و سياحان يک قدرت بزرگ سياسي و فرهنگي از شرق دور، مبناي مسافرتها، روابط، جهان‌گشاييها و انتقال ميراثهاي فكري و فرهنگي از نقطه‌يي به نقطه ديگر ميشود. با اين ملاحظه، اين گزارشها و توصيفات از آنرو حائز اهميتند كه در خدمت گسترش فرهنگ و دين اسلام قرارگرفته و از آنها بهره‌برداري شده است. جزييات مقاله
    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - تبارشناسی و هویت عالم مثل معلقه در حکمت اشراق
      سيد محمدعلي  ديباجي
      نظریة مثل معلقه یکی از مهمترین دیدگاههای فلسفی سهروردی است. دربارة این نظريه پرسشهاي مهمی مطرح است، از جمله اینکه هویت این عالم از نظر سلسله مراتب عوالم هستی، چیست؟ این پرسش در لسان اشراقی بدین صورت مطرح شده که آیا هویت این عالم، نوری است یا ظلمانی یا ترکیبی از ایندو؟ د چکیده کامل
      نظریة مثل معلقه یکی از مهمترین دیدگاههای فلسفی سهروردی است. دربارة این نظريه پرسشهاي مهمی مطرح است، از جمله اینکه هویت این عالم از نظر سلسله مراتب عوالم هستی، چیست؟ این پرسش در لسان اشراقی بدین صورت مطرح شده که آیا هویت این عالم، نوری است یا ظلمانی یا ترکیبی از ایندو؟ دیگر اینکه، این نظريه با میراث گذشته تفکر اسلامی و حکمت و کلام چه رابطه‌يي دارد و به اصطلاح تبارشناسی آن، ما را در تاریخ فلسفه، حکمت و کلام به چه دیدگاههايي میرساند؟ یافته‌های پژوهش حاضر نشان میدهد که مباحث قوة خیال در فلسفة فارابی، قوة متخیله و نفوس فلکی در حکمت سینوی، عقیده به برزخ در کلام اسلامی و نظریۀ تمثل در عرفان، میراثهای فکری و اعتقادی‌یی هستند که در تبیین این نظريه مؤثر بوده‌اند. از سوی دیگر، توجه به مبانی و ادلّة سهروردی برای تبیین این نظريه و همچنین درباب هویت عالم مثال، نشان میدهد که موجودات عالم مثل وجهی جمعی دارند و هویت نورانی و ظلمانی، هر دو در آنها هست. جزييات مقاله
    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - قاعدة الواحد از منظر میرزا مهدی آشتیانی
      روح اله آدینه سیده فاطمه  بابایی عادله  فلاح دریاسری
      قاعدة «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» یکی از اساسیترین قواعدی است که در فلسفه و بطور خاص در مباحث چگونگی پیدایش جهان به آن استناد ميشود. این قاعده در طول تاریخ فلسفه سبب بروز منازعات بسیاری شده است؛ تعداد زیادی از فیلسوفان برای بیان نظرية جهان‌شناختی خود به این قاعده است چکیده کامل
      قاعدة «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» یکی از اساسیترین قواعدی است که در فلسفه و بطور خاص در مباحث چگونگی پیدایش جهان به آن استناد ميشود. این قاعده در طول تاریخ فلسفه سبب بروز منازعات بسیاری شده است؛ تعداد زیادی از فیلسوفان برای بیان نظرية جهان‌شناختی خود به این قاعده استناد کرده¬اند و گروهی دیگر آن را با قدرت و اختیار مطلق حق‌تعالی کاملاً ناسازگار دانسته‌اند و بهمین دليل به مخالفت شدید با آن پرداخته¬اند. میرزا مهدی آشتیانی از جمله علمایی است که برغم اینکه فیلسوفی مشهور و دارای آراء بدیع بسیار است، کمتر به آراء وی پرداخته شده است. او توجه بسیاری به قاعدة الواحد داشته و با چندین برهان عقلی و نقلی و استناد به آیات و روایات گوناگون، بدنبال اثبات آن بوده است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با نظر به مستندات تاریخی گردآوری شده، تلاش میکند نخست منشأ پیدایش قاعدة الواحد را بررسی کرده و سیر تاریخی آن را در میان حکما بیان نماید، سپس به بیان دیدگاه میرزا مهدی آشتیانی در باب قاعدة الواحد پرداخته و براهین عقلی و نقلی مورد استناد وی را تحلیل و بررسی میکند. جزييات مقاله