مقاله


کد مقاله : 13951223918435315

عنوان مقاله : نفس‌شناسي در کلام اسلامي سده‌هاي ششم و هفتم هجري

نشریه شماره : 22 فصل پاییز 1394

مشاهده شده : 360

فایل های مقاله : 228 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 اکبر فايدئي faydei@yahoo.com مربی کارشناسی ارشد
2 سهراب حقيقت h.sohrab58@yahoo.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

نفس‌شناسي متفکران مسلمان در سده‌هاي ششم و هفتم، متأثر از مباحث نفس ابن‌سيناست؛ با اين تفاوت که ابن‌سينا در پي اثبات تجرد قوه عاقله نفس بود، اما پس از وي، تفسير تجرد همه مراتب ادراکي نفس وجهه همت برخي از متفکران قرار گرفت. خواجه‌نصير به پيروي از ابن‌سينا، نفس ناطقه را جوهري مجرّد از ماده و امري بسيط و روحانية الحدوث ميداند كه در راستاي تکامل خود، تعلق تدبيري به بدن دارد. او بر اساس اعتقاد به تلازم ميان تجرد و جاودانگي، با براهين عقلي محکم، تجرد همه مراتب ادراکي و بقاي نفوس ناطقه را اثبات كرده و باور دارد که نفس و بدن از يکديگر اثر ميپذيرند و نه تنها فساد بدن، بلكه هيچ عامل ديگري نميتواند سبب زوال نفس ناطقه بسيط و مجرد گردد. اما فخررازي در مورد ماهيت نفس و رابطه آن با بدن، نظري دوگانه دارد؛ او گاهي همانند فلاسفه اسلامي، نفس را جوهري مجرد ميداند و براي اثبات تجرد آن به براهين ابن‌سينا تکيه ميکند و گاهي همانند اکثر متکلمان اسلامي، نفس را جسمي لطيف ميداند که به قدرت خداوند متعال در بدن تصرف ميکند.