بازخوانی کاربست قاعدة «صدور بسیط از مرکب» در تبیین صدور کثرت از منظر شیخاشراق و مقایسة آن با دیدگاه متکلمان
محورهای موضوعی : مواجهه اندیشههای فلسفی در درون سنت اسلامیمحمدمهدی سلامی 1 * , مصطفی سلامی 2
1 - دانشآموخته دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
2 - دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
کلید واژه: شیخاشراق, صدور کثرت, بسیط, مرکب, صدور بسیط از مرکب, انوار الهیه, عالم مثال,
چکیده مقاله :
تبیین عقلانی نحوۀ صدور کثیر از واحد، همواره یکی از بنیادیترین پرسشها در فلسفۀ اسلامی بوده است. درواقع مسئله این است که چگونه از مبدئی بسیط و واحد، معلولهای کثیر صادر میگردد. حکمای مشائی، بر اساس قاعدۀ الواحد، صدور کثرت را در پرتو سلسله عقول تبیین نمودند، اما این رویکرد با اشکالاتی روبرو شد. شیخاشراق با نوآوریهایی که در فلسفۀ خویش بر اساس تقسیم نور و ظلمت داشت، راهی تازه در این بحث گشود. او در کنار بهرهگیری از قاعدۀ امکان اشرف، قاعدۀ «صدور بسیط از مرکب» را مطرح نمود که جواز صدور معلول بسیط از علت مرکب را توجیه میکند. این قاعده نقشی محوری در نظام فلسفی او دارد؛ چرا که وی توانست بواسطۀ این قاعده، اشکالات وارد بر نظریۀ مشائین را پاسخ داده و جایگاه عقول طولی و عرضی و عالم مثال را در ساختار اندیشۀ خود تثبیت نماید. سهروردی نورالانوار را مبدأ نخستین میداند که با ایجاد صادر اول، راه را برای پدید آمدن سلسلهیی از انوار شهودی و شروقی میگشاید. این انوار منشأ کثرات بینهایت میشوند و بدینترتیب، کثرت لازم میان مبدأ واحد و عالم ماده ایجاد میشود. اهمیت این تبیین در آن است که با ذوق اشراقی و شهودی پیوند دارد و ازاینرو با جنبههای عرفانی فلسفۀ اسلامی نیز سازگار میشود. این مقاله با روشی تحلیلی نشان خواهد داد که شیخاشراق از روش مشائین فاصله گرفته و توانسته با بکارگیری قاعدۀ «صدور بسیط از مرکب»، الگویی نوین در تبیین صدور کثرت ارائه دهد.
The rational explanation of how multiple proceeds from the one has always been one of the most fundamental questions in Islamic philosophy. In fact, the problem is how multiple effects can emanate from a simple and one origin. The Peripatetic philosophers, on the basis of the Rule of the One, explained the emanation of multiple through a hierarchy of intellects; however, this approach encountered a number of objections. Suhrawardī, through innovations in his philosophy based on the division of light and darkness, opened a new path in this discussion. Alongside his employment of the rule of the nobler possibility (imkān ashraf), he proposed the rule of “the emanation of the simple from the composite,” which provides a justification for the possibility of the emanation of a simple effect from a composite cause. This principle holds a central position in his philosophical system. This is because it enabled him to respond to the objections raised against the Peripatetic theory and to establish the position of the vertical and horizontal intellects and the world of Ideas within the structure of his philosophy. Suhrawardī regards the Light of Lights (Nūr al-Anwār) as the First Origin, which, through the production of the First Emanant, opens the way for the emergence of a series of intuitive and contemplative lights. These lights become the source of infinite multiple beings and, in this way, the required multiplicity between the One Origin and the material world is created. The significance of this explanation lies in its connection with illuminative and intuitive taste (dhawq) and, consequently, its compatibility with the gnostic aspects of Islamic philosophy. Employing an analytical method, this study demonstrates that Suhrawardī departed from the Peripatetic method and, through the application of the rule of “the emanation of the simple from the composite,” was able to present a new model for elucidating the emanation of multiplicity.
قرآن کریم.
ابنترکه اصفهانی، صائنالدین (1360) تمهید فی شرح قواعد التوحید، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، مقدمة سیدحسین نصر، تهران: انجمن فلسفه ایران.
ابنسینا (1394) الهیات من کتاب الشفاء، تصحیح حسن حسنزاده آملی، قم: بوستان کتاب.
اردبیلی، عبدالغنی (1385) تقریرات فلسفه امام خمینی، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
اشعری، ابوالحسن (بیتا) الإبانة عن اصول الدیانة، طائف: مکتبه المؤید.
اکبریان، رضا (1402) شرح نهایة الحکمة، تهران: مؤسسة تاریخ حکمت و فلسفه در اسلام.
امینینژاد، علی (1394) حکمت عرفانی، قم: مؤسسة امام خمینی (ره).
ایناتی، شمس (1403) مسئله شر در نظریه عدل الهی ابنسینا، ترجمه حسن قنبری، تهران: علم.
تفتازانی، مسعودبن عبدالله (2011م) شرح المقاصد، بیروت: دارالکتب العلمیه.
حلی، حسنبن یوسف (1432) کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم: جامعه مدرسین.
ربانی گلپایگانی، علی (1387) عقاید اسلامی، قم: هاجر.
سبزواری، ملا هادی (1394) شرح المنظومة فی الحکمة، تصحیح محسن بیدارفر، تهران: بیدار.
سعیدیمهر، محمد (1393) آموزش کلام اسلامی، قم: کتاب طه.
سهروردی، شهابالدین یحیی (1388) مجموعه مصنفات شیخاشراق، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگی.
سیدمظهری، منیره (1389) «طرح اشراقی نظریة صدور و تأثرات ملاصدرا از آن»، معرفت فلسفی، شمارۀ 29، ص81ـ55.
شهرزوری، شمسالدین محمد (1372) شرح حکمةالاشراق، تحقیق حسین ضیائی، تهران: مؤسسة حکمت و فلسفه ایران.
شیرازی، قطبالدین (1391) شرح حکمةالاشراق، تصحیح سیدمحمد موسوی بایگی، تهران: حکمت.
صابری، حسین (1383) تاریخ فرق اسلامی، تهران: سمت.
صدوق، أبيجعفر محمدبن علي (بیتا) التوحید، تحقیق سیدهاشم حسینی طهرانی، قم: جامعه مدرسین.
صولتی، یحیی (1394) «چگونگی صدور کثرت از وحدت بر مبنای قاعدة الواحد در نزد ابنسینا و سهروردی»، حکمت و فلسفه، شمارۀ 41، ص126ـ107.
طوسی، خواجه نصیرالدین (1375) شرح الاشارات و التنبیهات، قم: نشر البلاغه.
فارابی، ابونصر (1381) فصوص الحکمة، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.
فارابی، ابونصر (1995) آراء اهل المدینة الفاضلة و مضاداتها، بیروت: دار و مکتبة الهلال.
مطهری، مرتضی (1368) مجموعه آثار، تهران: صدرا.
ملاصدرا (1397) الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة، ج2، تصحیح و تحقیق مقصود محمدی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا .
ملاصدرا (1398) الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة، ج6، تصحیح و تحقیق احمد احمدی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
ملاصدرا (1401) الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، با حواشی ملاهادی سبزواری، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، قم: بوستان کتاب.
ملایی، محمد؛ فهیم، محسن؛ جعفری اشکاوندی، مجتبی (1400) «پیدایش کثرات از واحد از منظر آکوئیناس و ملاصدرا»، آینه معرفت، شمارۀ 66، ص43ـ23.
موسوی بایگی، محمد (1389) نحوة صدور کثرت بر مبنای حکمت اشراق، نشریة فلسفه، دورة 38؛ شمارة 2، ص197ـ175.