مطالعۀ تطبیقی مسئلۀ شر از دیدگاه فلوطین و ابنسینا (با تأکید بر وجه تاریخی آن)
محورهای موضوعی : ریشهشناسی مکاتب و آراء فلسفی در ادوار قدیم و جدید
1 - دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
کلید واژه: خیر, شر, ماده, وجود, عدم, فلوطین, ابنسینا,
چکیده مقاله :
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دیدگاه فلوطین و ابنسینا در مورد مسئلۀ شر میپردازد. برغم تفاوتهای موجود در اندیشۀ ایندو فیلسوف، اشتراکات زیادی نیز بین آنها دیده میشود و میتوان گفت ابنسینا در پاسخ به مسئلۀ شر متأثر از فلوطین است. بدیهیبودن وجود شرور، انحصار تحقق شرور در عالم ماده و عدم تحقق آنها در عالم مجردات، عدمی و غیروجودی بودن شرور و خیربودن هستی همۀ موجودات با نگرش کلی به عالم، از اشتراکات دیدگاههای ایندو فیلسوف در این حوزه است. اما اختلافاتی نیز میان دیدگاه ایندو وجود دارد. ابنسینا بر خلاف فلوطین، ماده را شر بالذات و عدمی نمیداند، بلکه ماده از نظر او شر اضافی و قیاسی بوده و امری وجودی است. فلوطین نسبت میان خیر و شر را از نوع تضاد میداند، ولی از نظر ابنسینا ایندو، نسبت عدم و ملکه با یکدیگر دارند. دیگر اینکه، از نظر فلوطین ماده یا همان شر بالذات، از روح جزئی ایجاد میشود اما طبق نظر ابنسینا، امکان ذاتی عقل فعال، سبب صدور ماده و وجوب غیری آن، سبب صدور صورت میگردد که در برخی موارد شر بر آن عارض میگردد.
The present paper deals with a comparative study of the views of Plotinus and Ibn Sīnā regarding evil. In spite of the existing differences concerning this problem in their philosophies, there are also some similarities, and Ibn Sīnā is influenced by Plotinus with respect to his response to the problem of evil. Among the similarities between them in this area, one can refer to the self-evident nature of the existence of evil, exclusivity of the realization of evil to the world of matter and the impossibility of its realization in the immaterial world, and the non-existence nature of evil and good nature of all beings based on a general view of the world. However, unlike Plotinus, Ibn Sīnā does not consider matter as being essentially evil and non-existential. Rather, he maintains that matter is a correlative, analogical, and existential thing. Plotinus views the relationship between good and evil of the type of opposition, while Ibn Sīnā sees it as a non-existential and habitual one. Moreover, according to Plotinus, matter or the same essentially evil thing is created from the particular spirit. Nevertheless, Ibn Sīnā argues that the essential possibility of the Active intellect causes the emanation of matter, and its otherness necessity aspect results in the emanation of form, on which evil sometimes occurs to.