یادداشت سردبیر
محورهای موضوعی :
1 - استاد گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
کلید واژه: هوش مصنوعی, اخلاق هوش مصنوعی, پژوهش, آموزش, انبوه دادهها,
چکیده مقاله :
امروزه با گسترش کاربردهای «هوش مصنوعی» بمثابه ابزاری هوشمند و رقابت بر سر تولید نسخه¬های پیشرفته¬تر، تقریباً هیچ عرصهیی از عرصه¬های زیست انسانی از تأثیرات این پدیده دور نمانده و بموازات تحوّل جنبه¬های فناورانه آن، تأملات و گفتگوهای وسیعی پیرامون چگونگی تحوّل در مناسبات انسانیـاجتماعی نیز شکل گرفته است. تأثیرات این پدیده در قلمروهای ارتباطات و تسهیلات ناشی از آن، اقتصاد و تجارت و بازرگانی منطقهیی و بینالمللی و بویژه بازار کار و سرمایه، گردش اطلاعات و داده¬ها و تبادل تجربیات علمی و فنّی، گوشه¬یی از دامنه این تأثیرات را دربرمیگیرد. امّا در اینجا و بمناسبت قلمرو تخصّصی این نشریه، به ذکر چند ملاحظه در سه قلمرو آموزشی، پژوهشی و اخلاقی آن میپردازیم. الف) تأثیرات این پدیده در قلمرو آموزش، تنها به جنبه¬های فنّی محدود نشده و نخواهد شد. در آیندۀ نزدیک نهتنها نظام و ساختار آموزش ـبمعنای حضور رو در روی معلّم و متعلّمـ بلکه مؤلفه¬هایی مانند متن و سرفصل و رده¬بندی و سنجش و آزمون و مانند اینها نیز در معرض دگرگونی قرار خواهد گرفت. ب) در قلمرو پژوهش، بموازات تغییر و تحوّل در امکان دسترسی به مدارک و منابع پژوهشی، فرآیند پژوهش از آغاز تا انجام، نیز دگرگون خواهد شد. اگر زمانی مهمترین دغدغۀ پژوهشگر در واژۀ « جستجو» خلاصه میشد، از این پس دغدغۀ جدیدی بنام «انبوه دادهها» جایگزین آن خواهد شد و پژوهشگر باید تکلیف خود را در برابر سیل عظیمی از داده¬های علمی مشخص کند. و مهمتر از همه، میزان نقش و سهم پژوهشگر در خروجیهای پژوهشی باید مورد باز تعریف قرار گیرد. ج) با دگرگونی در دو عرصۀ آموزش و پژوهش، دغدغه و گفتمان مهمتری شکل گرفته است که احتمالاً بتوان آن را ذیل «اخلاق هوش مصنوعی» تعریف کرده و مندرج ساخت. اگر زمانی از مالکیت معنوی آثار بعنوان عامل مهم حقوقی امتیازات مترتب بر آن سخن گفته میشد، امروزه با کمرنگ شدن مرزهای اختصاصی و پر رنگ شدن اشتراک در داده¬ها، بسیاری از مفاهیم، ضوابط و قوانین مترتب بر آن نیز باید بازنگری و باز تعریف شود. آنچه از ملاحظات فوق برمیآید، شکلگیری نوعی نگرانی ناشی از برهم خوردن نظم و نظامهای سنتی اجتماعی و فرهنگی است که میتوان از آن بمثابه «بحران» یاد کرد، که وجه بارز آن بیتردید خود را در عرصۀ فرهنگ آشکار میسازد. کمرنگ شدن ارزشهای بومی، بحاشیه رفتن زبانیهای غیر مسلّط، هدایت و کنترل افکار و دیدگاه¬ها بویژه با تزریق داده¬های نادرست، نمونه¬هایی از این بحران است. بدین موارد، اموری مانند نقض حریم خصوصی، سوء استفاده از اطلاعات فردی و تأثیرگذاریهای غیراخلاقی بر افکار عمومی را نیز باید افزود. ورود اصحاب اندیشه و بویژه فیلسوفان و اهالی حکمت به این عرصه و گشایش باب تأملات و گفتگوها در جهت تبیین موقعیت¬های آتی بشر بویژه در مواجهه با وضعیت جدید، بیش از پیش ضروری بنظر میرسد.
امروزه با گسترش کاربردهای «هوش مصنوعی» بمثابه ابزاری هوشمند و رقابت بر سر تولید نسخه¬های پیشرفته¬تر، تقریباً هیچ عرصهیی از عرصه¬های زیست انسانی از تأثیرات این پدیده دور نمانده و بموازات تحوّل جنبه¬های فناورانه آن، تأملات و گفتگوهای وسیعی پیرامون چگونگی تحوّل در مناسبات انسانیـاجتماعی نیز شکل گرفته است. تأثیرات این پدیده در قلمروهای ارتباطات و تسهیلات ناشی از آن، اقتصاد و تجارت و بازرگانی منطقهیی و بینالمللی و بویژه بازار کار و سرمایه، گردش اطلاعات و داده¬ها و تبادل تجربیات علمی و فنّی، گوشه¬یی از دامنه این تأثیرات را دربرمیگیرد. امّا در اینجا و بمناسبت قلمرو تخصّصی این نشریه، به ذکر چند ملاحظه در سه قلمرو آموزشی، پژوهشی و اخلاقی آن میپردازیم. الف) تأثیرات این پدیده در قلمرو آموزش، تنها به جنبه¬های فنّی محدود نشده و نخواهد شد. در آیندۀ نزدیک نهتنها نظام و ساختار آموزش ـبمعنای حضور رو در روی معلّم و متعلّمـ بلکه مؤلفه¬هایی مانند متن و سرفصل و رده¬بندی و سنجش و آزمون و مانند اینها نیز در معرض دگرگونی قرار خواهد گرفت. ب) در قلمرو پژوهش، بموازات تغییر و تحوّل در امکان دسترسی به مدارک و منابع پژوهشی، فرآیند پژوهش از آغاز تا انجام، نیز دگرگون خواهد شد. اگر زمانی مهمترین دغدغۀ پژوهشگر در واژۀ « جستجو» خلاصه میشد، از این پس دغدغۀ جدیدی بنام «انبوه دادهها» جایگزین آن خواهد شد و پژوهشگر باید تکلیف خود را در برابر سیل عظیمی از داده¬های علمی مشخص کند. و مهمتر از همه، میزان نقش و سهم پژوهشگر در خروجیهای پژوهشی باید مورد باز تعریف قرار گیرد. ج) با دگرگونی در دو عرصۀ آموزش و پژوهش، دغدغه و گفتمان مهمتری شکل گرفته است که احتمالاً بتوان آن را ذیل «اخلاق هوش مصنوعی» تعریف کرده و مندرج ساخت. اگر زمانی از مالکیت معنوی آثار بعنوان عامل مهم حقوقی امتیازات مترتب بر آن سخن گفته میشد، امروزه با کمرنگ شدن مرزهای اختصاصی و پر رنگ شدن اشتراک در داده¬ها، بسیاری از مفاهیم، ضوابط و قوانین مترتب بر آن نیز باید بازنگری و باز تعریف شود. آنچه از ملاحظات فوق برمیآید، شکلگیری نوعی نگرانی ناشی از برهم خوردن نظم و نظامهای سنتی اجتماعی و فرهنگی است که میتوان از آن بمثابه «بحران» یاد کرد، که وجه بارز آن بیتردید خود را در عرصۀ فرهنگ آشکار میسازد. کمرنگ شدن ارزشهای بومی، بحاشیه رفتن زبانیهای غیر مسلّط، هدایت و کنترل افکار و دیدگاه¬ها بویژه با تزریق داده¬های نادرست، نمونه¬هایی از این بحران است. بدین موارد، اموری مانند نقض حریم خصوصی، سوء استفاده از اطلاعات فردی و تأثیرگذاریهای غیراخلاقی بر افکار عمومی را نیز باید افزود. ورود اصحاب اندیشه و بویژه فیلسوفان و اهالی حکمت به این عرصه و گشایش باب تأملات و گفتگوها در جهت تبیین موقعیت¬های آتی بشر بویژه در مواجهه با وضعیت جدید، بیش از پیش ضروری بنظر میرسد.