تبیين و بررسی سیر تطور و تحول موضوع مابعدالطبیعه نزد سوآرز
محورهای موضوعی : ریشهشناسی مکاتب و آراء فلسفی در ادوار قدیم و جدیداصغر فتحی عمادآبادی 1 , علی کرباسیزاده اصفهانی 2 *
1 - دانشگاه اصفهان
2 - دانشگاه اصفهان
کلید واژه: موجود واقعی وجود بالفعل وجود صوری وجود ذهنی مباحث مابعدالطبیعی ,
چکیده مقاله :
فرانسيسکو سوآرز (1617ـ1548م.) آخرین فیلسوف بزرگ مدرسی در عصر تجدید حیات فرهنگی غرب بشمار میرود که در برخی مباحث فلسفی و مابعدالطبیعی، افقهای نوینی پیش روی معاصران خود گشوده است. او با اینکه پیرو سنت ارسطویی ـ توماسی بود، موضوع مابعدالطبیعه را نیازمند اصلاحاتی بنیادین میدانست. ارسطو از یکسو بر وحدت موضوع علم تأکید داشت و از دیگرسو بگونهیی سخن گفته که گویا چندین موضوع برای مابعدالطبیعه قائل است. تلاش بسياري از سوی فیلسوفان پس از ارسطو ـ از سنتهای یونانی و اسکندرانی گرفته تا فلسفههای اسلامی و مسیحی، بویژه و در رأس آنان، ابنسینا ـ برای رفع این ناسازگاریها انجام شده است. سوآرز در کتاب مباحث مابعدالطبیعی، با بررسی آراء گوناگونی که تا زمان وی در اینباره مطرح شده، دیدگاه جدیدی ارائه کرد و «موجود بما هو موجود واقعی» را موضوع مابعدالطبیعه دانست. او برای تبیین دقیق نظر خویش به توضیح اصطلاحاتی مانند «وجود واقعی» در برابر وجود بالفعل و «وجود ذهنی» در برابر وجود صوری پرداخت و وجود واقعی را «مفهوم ذهنی عام از وجود بمعنای اسمی» دانست. در این مقاله برآنیم تا با بررسی معنای دقیق «وجود واقعی» از منظر سوآرز، جایگاه او را در سنت و تاریخ فلسفه در باب موضوع مابعدالطبیعه بررسی و ارزیابی کنیم.
Fancisco Suárez (1548-1617) was the last great scholastic philosopher of the Western Renaissance. He opened up new horizons for his contemporary Scholars regarding certain philosophical and metaphysical discussions. Although he was an advocate of Aristotelian- Thomistic tradition, he believed that metaphysics was in demand of certain fundamental modifications. Aristotle, on the one hand, emphasized the unity of the subject of science and, on the other hand, spoke as if he believed in the existence of multiple subjects for metaphysics. Post-Aristotle philosophers, from Greek and Alexandrian philosophers to Islamic and Christian ones, particularly and most importantly Ibn Sīnā, made great efforts to remove the existing inconsistencies. In his Disputationes Metaphysicae (Metaphysical Disputations), through examining the various ideas that had been propounded in this regard until his time, Suárez presented a new approach and introduced “being qua being” as the subject of metaphysics. In order to further explain his view, he elaborated on certain expressions such as “real being” as opposed to actual being and “mental being” as opposed to formal being. Moreover, he maintained that real being is a “general mental concept of being in its nominal sense”. In this paper, through a meticulous study of the meaning of “real being” in Suárez’s view, the authors intend to investigate and evaluate his place in the tradition and history of philosophy regarding the subject of metaphysics.