مقاله


کد مقاله : 13980708192592

عنوان مقاله : سخن سردبير

کلمات کلیدی : ابن سینا ، میراث فرهنگی ،

نشریه شماره : 36 فصل بهار 1398

مشاهده شده : 61

فایل های مقاله : 349 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 دکتر حسین کلباسی اشتری hkashtari@yahoo.com استاد دکترا

چکیده مقاله

در روزهای اخیر خبری بر روی خروجیهای برخی خبرگزاریهای فرهنگی قرار گرفت؛ خبر این بود: افتتاح کتابخانه ـ موزه فارابی (حکیم ترک) در شهر استانبول ترکیه با مشارکت کشور قزاقستان. پیش از این نیز تندیس ابن‌سینا بعنوان پزشک و حکیم ترک در محل یکی از بیمارستانهای ترکیه نصب گردیده بود. فارغ از تحلیلها و واکنشهایی که نسبت به این اقدامات از سوی کشور همسایه در ابعاد سیاسی و با مقاصد خاص صورت میگیرد، این پرسش مهم مطرح است که براستی ملیت و زبان متفکران و نام‌آوران عرصه علم و فرهنگ چه اهمیتی دارد که چنین اقداماتی موجب بروز واکنشهايي از سوی نخبگان و فرهنگ‌دوستان و اهل علم و حتی مردم عادی از گوشه و کنار کشور شده است؟ چه ایرادی دارد که تصور کنیم بزرگان علم و فرهنگ متعلق به فرهنگ جهانیند؛ زیرا صرفنظر از قوم و ملیت و زبان خود، در واقع به بشریت خدمت کرده و عمر خویش را در جهت گسترش و تعمیق علم و فرهنگ بشری مصروف ساخته‌اند؟ پاسخ این است که با تصدیق ابعاد جهانی و شهرت و نفوذ علمی و معنوی گسترده این دسته افراد، هر ملتی در شرایط امروز با همین سرمایه‌های علمی و تاریخی است که در دنیا سخن میگوید و حتی به پشتوانه همین سرمایه است که امکان حیات و بقاء معنوی خود را تضمین میكند. در همین عالمی که سخن از الگوهای جدید زیست سیاسی و فرهنگی و تغییرات رابطه دولت ـ ملت و برداشته شدن مرزهای سنتی میان کشورها و اقوام است، بسیاری از کشورها و ملتهایی که ریشه تاریخی چندانی ندارند و یا مانند آمریکا اساساً فاقد هویت تاریخیند، برای تغذیه روحی شهروندان خود و یا بمنظور جلب و جذب گردشگر و یا مقاصد دیگر، دست به تاریخ‌سازی و هویتهای جعلی و غیرواقعی زده، سرمایه‌ها و میراث معنوی این و آن را به نام خود مصادره میکنند. آن ملتهایی که از پیشینه تاریخی خوبی برخوردارند ـ مانند اغلب ملتهای شرقی ـ در حفظ و احیای میراث فرهنگی خود اهتمام ویژه دارند و در مقابل سرقت میراث فرهنگی خويش بشدت مقاومت میکنند. در غرب و اروپا نیز علاوه بر این تحفظ و مقاومت، گهگاه از این سنخ مصادره‌های فرهنگی نيز صورت گرفته و میگیرد. موضوع این است که مقوله فرهنگ، مقوله‌يی دفعتی، آنی و زودرس نیست که بتوان آن را همانند کالا ساخت و این سو و آنسو فرستاد، بلکه برعکس مقوله‌يی کاملاً تدریجی و البته بمثابه موجود زنده‌يی است که همانند دیگر جانداران، ادوار جنینی و طفولیت و نوجوانی و جوانی را تا دوره کهنسالی طی میکند، ولی در عین حال مرگ و نیستی به آسانی بر آن عارض نمیشود. از همینروست که فرهنگ را در حکم روح و جان ملتها و اقوام شمرده‌اند و در فقدان آن هیچ ملتی به بقای خویش امیدوار نیست. ملت بزرگ و با فرهنگ ایران بمدد همین میراث معنوی خویش در طول هزاران سال، در متن تاریخ زیسته و اکنون نیز بمدد همین سرمایه، بقای خود را تضمین کرده است. این میراث به آسانی بدست نیامده، به آسانی حفظ نشده و به سهولت بدست نسل حاضر نرسیده است و در جریان گردش ایام، بارها مورد تاراج اجانب قرار گرفته است. فارابی، ابن‌سینا، مولوی، خیام، فردوسی، خواجه نصیر، سهروردی، ملاصدرا و صدها دانشمند و متفکر و هنرمند و شاعر دیگر، همه ایرانیند و در عین حال عالم امروز مدیون و مفتخر به کوششهای آنان است. پرسش اساسیتر آن است که نسل امروز با این سرمایه بی‌نظیر چه میکند و چه باید بکند و از ظرفیتهای آنان چگونه بهره گیرد؟ امید است دولتمردان، عالمان و نخبگان و بویژه جوانان با خودآگاهی نسبت به این میراث تاریخی، موقعیت آینده این ملت بزرگ را به پشتوانه همین سرمایه معنوی رقم زده و در حفظ و معرفی این میراث كهن تلاشي دوچندان کنند. «انشاالله»