مقاله


کد مقاله : 13951222126285283

عنوان مقاله : ايده نظم در تاريخ فلسفه يونان؛ بررسي وجوه معرفتي- هستي¬شناختي نظم در فلسفه سياسي افلاطون

نشریه شماره : 25 فصل تابستان 1395

مشاهده شده : 467

فایل های مقاله : 296 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 عبدالرسول حسني فر hasanifar@lihu.usb.ac.ir استادیار دکترا
2 حمزه عالمي چراغعلي hasanifar@ihu.usb.ac.ir دانشجو دانشجوی دکترا

چکیده مقاله

يكي از مسائلي كه نقطه اتحاد وجوه هستي‌شناسي، معرفت‌شناسي و انسان‌شناسي تفكر فلسفي در طول تاريخ و تأثير¬گذار و تعيين‌كننده جهت و جريان كلي سياست و اجتماع است، موضوع و ايده نظم است. بعبارتي، نظم هم وجه هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي و هم وجه انسان‌شناسي در ارتباط با زندگي سياسي در شهر و جامعه دارد بطوري كه تاريخ فلسفه را ميتوان بر محوريت اين ايده نظم تفسير و صورتبندي كرد. نظم در تفكر فلسفي يونان يكي از انديشه¬هاي فلسفي است كه بسبب تأثير و جهت‌دهندگي به ساير انديشه¬ها و متفكران در طول تاريخ تفكر فلسفي، نقش و جايگاه مهم و يگانه‌يي دارد و در اين ميان انديشه افلاطون يكي از نقاط عطف آن بشمار ميرود. بر اين اساس، در نوشتار حاضر تلاش گرديده مفهوم فلسفي نظم از جهات معرفتي، هستي¬شناسي و انسان¬شناسي در تاريخ تفكر فلسفي يونان و بصورت خاص افلاطون مورد بررسي قرار گيرد و تأثير و جهت‌دهندگي آن در فلسفه سياسي افلاطون نشان داده شود. از اين جهت در اين نوشتار با روشي تحليلي توصيفي در گام اول نگاهي تاريخي به مفهوم نظم در انديشمندان قبل از افلاطون انداخته شده است و سپس فلسفه افلاطون بطور عام از جهات هستي¬شناسي و معرفت¬شناسي و بطور خاص فلسفه سياسي افلاطون با تأكيد بر نظام سياسي مطلوب، نظام تربيتي و ... بر اساس اين ايده نظم، مورد بررسي قرار گرفته است. بطور كلي بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد تفكر فلسفي معطوف به نظم، اگرچه با نوعي نگاه افسانه‌يي و طبيعت¬گرايي آغاز ميگردد ولي با تحول تفكر انسان از جهان افسانه‌يي و نگرش نظم طبيعي، به نظم با سويه رياضي، جهان‌شناسانه و متافيزيكي متحول ميشود. در ادامه اين جريان در تفكر افلاطون، نگرش طبيعي و رياضي به نظم با نگرش الهي و فضيلت¬مندانه پيوند مييابد و نظم بعنوان هم‌ زمينه و اساس ديگر فضيلتها و هم هدف نهايي فلسفه، صورتي سياسي ـ اجتماعي در ارتباط با قانون مييابد.